چند دقیقه خنده


اگر تو آمریکا هم قوانین نام‌گذاری شرکتها مثل ایران بود
 اسم شرکت اپل می‌شد
 سیب‌پردازان سیستم‌گستر غرب

من هرچی صبر میکنم زندگی بیفته رو غلتک خبری نشد
الان منتظرم که غلتک بیوفته روم خلاص شم بره

ساعت شیش صبح تو رادیو گفت:
با هرکی قهرین همین الان بهش زنگ بزنین و آشتی کنین
والا با هرکی هم آشتی باشیم اون موقع صبح بهش زنگ بزنیم جــِــرمون مــیـــده :


پسرخاله 3 سالم رو فرش خونمون خرابکاری کرده
مامانشم دعواش کرد.
اونم با همون لحن بچه گونش گفت
خوب چیکار کنم....سوراخه میریزه!


یکی از دوستام رو دیدم عصبی ... گفتم چیه ؟
گفت شانس ما رو میبینی ؟ تو بچگی با 100 تا دختر، دکتر بازی کردیم، الان آدرس هیچکدومشون رو نداریم،
اما یه بار بچگی خونه همسایمون توی خودم شاشیدم، حالا دخترشون شده همکارم!
نشسته میز روبروم هر روز صبح بهم میگه چطوری شاشو




بچه های الآن که سختی نمی کشن؟
ما دهنمون صاف شد انقدر دفتر خط کشی کردیم
یارو دفتر میخره از قبل حتی مشقاشم توش نوشته شده


واقعا شانس آوردیم همه بیماریها رو خارجی ها کشف میکنن
و اسم خودشونو میذارن روش وگرنه مثلا بجای پارکینسون
باید میگفتیم مرض کامبیز یا درد حاج مرتضی وبرادران به غیر مجتبی



با این گرونی گوشت تا چند وقت دیگه جلو پای عروس و دوماد مجبورن

تن ماهی باز کنن


یه دوستی دارم وقتی تو سانتافه‌اش به دخترا تیکه میندازه 99% با لبخند جوابشو میدن
یه بار تو پراید من به چند تا دختر تیکه انداخت ... و تازه اونجا

بود که فهمید کچله

مجید کرامتی مقدم ; ۱:٠۸ ‎ب.ظ ; سه‌شنبه ۱٤ خرداد ۱۳٩٢