سازمان آفتاب پرست

سازمان آفتاب پرست
 
سازمانهای آینده به دلیل ماهیت عصری که در آن بسر می بریم تفاوت بسیار زیاد با سازمانهای گذشته دارند  عصر حاضر را می توان با دو مشخصه اصلی آن یعنی شتاب فراوان تغییرات و افزایش عدم قطعیت تعریف نمود.
به تبع این ویژگی های محیطی  اداره سازمانهای امروز بسیار پیچیده شده و راه حلهای دیروز به کار حل مسائل امروز نمی آیند یکی از این ویژگیهای سازمانهای امروزی سازمانهای آفتاب پرست می باشد.
سازمانهای آفتاب پرست از جمله تعابیری است که اندیشمندان از سازمانهای قرن بیست و یکم دارند. استعاره سازمان آفتاب پرست از ابداعات دوگ میلر (Doug miller) است. وی در نظریه‎ی خود بیان می‎دارد که برای توصیف سازمان آینده ابتدا ناگزیر به وصف جانوری به نام آفتاب پرست هستیم. آفتاب پرست‎ها مارمولک‎های عجیبی هستند که می‎توانند رنگ پوست خود را تغییر دهند. آفتاب پرست روی شاخه درخت در انتظار حشراتی می‎نشیند. جانور دمش را دور شاخه درخت می‎پیچد و خود را محکم نگه می دارد. در همین حال چشمان گردان جانور، به او این امکان را می‎دهند که در یک زمان از دو جهت شکار را زیر نظر بگیرد. به هر ترتیب این ویژگیها همراه با کاکل ، و تیغچه های بدن و چشمان گرد و چرخان جانور، آفتاب پرست را به موجودی عجیب و فرازمینی شبیه کرده است. ویژگیهای منحصر به فرد آفتاب پرست به او این امکان را می‎دهد که هم سر طعمه را کلاه بگذارد و هم صیاد را بفریبد و جان خود را نجات دهد.
بسیاری از مردم فکر می‌کنند که آفتاب پرست رنگ پوست خود را برای استتار در محیط تغییر می‌دهد. دانشمندان در این مورد اختلاف نظر دارند. مطالعات آنها نشان داده است که نور، دما و خلق و خوی آفتاب پرست علت اصلی تغییر رنگ است. گاهی اوقات تغییر رنگ باعث می شود که آفتاب پرست احساس راحتی در محیط داشته باشند. گاهی اوقات نیز به آن‌ها کمک می‌کند تا با آفتاب پرست‌های دیگر در ارتباط باشند.
به بیان دیگر، این جانور به راحتی خود را با محیط سازگار می‎کند. سازمانهای آینده نیز باید درست شبیه به آفتاب پرست، کاملا به ابزار سازگاری با محیط مجهز باشند. سازمانهای آفتاب پرست مقاومتی در برابر تغییر ندارند، و ظاهر، نما و حتی باطن و ساختار آنها بسته به شرایط و در اثر دگرگونی‎هایی که بر دوش سازمان بار می‎شود تغییر می‎کند.
این قبیل سازمان‌ها ویژگی‌های خاصی دارند که از آن جمله می‌توان به موارد زیر اشاره داشت:
        سازمان آفتاب پرست برای آموزش و پیشرفت کارکنان خود اهمیت بسیاری قائل است، چرا که کلیدواژه تغییر در دستان اعضای آن سازمان قرار دارد. از این رو این سازمانها مبادرت به سرمایه گذاری‌های هنگفتی روی آموزش کارکنان خود می‌کنند، به ویژه برای کسانی که هسته بنیادین سازمان را تشکیل می دهند و نقطه ثقل آن هستند.
        نقش گروه و تیم‌های کاری در سازمانهای آفتاب‌پرست بسیار برجسته است. سازمان‌های آفتاب‌پرست از مروجان حیات تیمی هستند.
        وجود گروه خود مختار ( Self Directed) و خود گردان ( Self Managed) در درون سازمان نرمش پذیر به مثابه عضله سازمان است، و به سازمان در مدیریت تحول و مهندسی تغییر کمک می‌کند.
        سازمانهای آفتاب‌پرست از جنس سازمان ‌های بدون مرز و یا سیال هستند و اعضای گروه ممکن است عضو یک گروه، سپس گروه دیگر و یا بطور همزمان عضو چندین گروه باشند. گروه ها نیز به اقتضای کار تغییر می‌کنند.
        مبرم‌ترین نیاز سازمان‌های آینده‌گرا (از جمله سازمان آفتاب‌پرست) ، بهره‌مندی بدنه سازمان از مهارت‌های ارتباطی است، لذا این سازمان‌ها بر کسب مهارت‌های ارتباطی تأکید فراوانی دارند.
به اعتقاد دوگ میلر  سازمان آفتاب پرست پنج ویژگی برجسته داردکه عبارتند از :
      نرمش  پذیری زیاد در برابر تغییرات و واکنش سریع در قبال آنها
      تعهد نسبت به فرد
    استفاده بیشتر و بهتر از گروه
     حفظ و ایجاد قابلیتهای بارز نیرو مند
        تنوع طلبی
منابع : news.smeal.psu.edu  اقتباس از کتاب سازمان فردا

مجید کرامتی مقدم ; ۱٠:٢٤ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤

اولین پزشک ایرانی

اولین پزشک ایرانی
دکتر ابوالقاسم بختیار اولین پزشک ایرانی است که تا سن ٣٩سالگی تحصیلات ابتدایی داشت و خدمتکار یکی از خوانین بزرگ بختیاری بود او هر روز فرزندان خان را به مدرسه میبرد وهمان جا می ماند تا مدرسه تعطیل می شد و دوباره آنها را به منزل میبرد دبیرستانی که فرزندان خان در آن تحصیل می کردند یک کالج آمریکایی (دبیرستان البرز) بود که مدیریت آن برعهده دکتر جردن بود.
دکتر جردن از پنجره دفتر کارش می دید که هر روز جوانی قوی هیکل چند دانش آموز را به مدرسه می آورد.
یکروز که این جوان در شکستن و انبار کردن چوب به خدمتگذار مدرسه کمک کرد دکتر جردن از کار او خوشش آمد واو را به دفتر فرا خواند و از او پرسید که چرا ادامه تحصیل نمی دهد جوان (دکتر ابولقاسم بختیار) گفت که بعلت سن بالا و نداشتن هزینه تحصیل و همچنین با داشتن سه فرزند قادر به این کار نیست ؛
دکتر جردن پذیرفت که خود شخصا آموزش او را در زمانی که باید منتظر بچه های خان باشد بر عهده بگیرد او بعلت استعداد بالا ظرف چند سال موفق به اخذ دیپلم شد و با کمک دکتر جردن برای ادامه تحصیل به آمریکا رفت وسرانجام در سن ۵۵ سالگی مدرک دکترای پزشکی خود را از دانشگاه نیویورک گرفت دکتر بختیار چهار فرزند داشت که همگی آنها پزشک بودند .
دکتر سامویل مارتین جردن معلم و مبلغ آمریکایی از سال ١٨٩٩تا١٩۴٠ریاست کالج آمریکایی در تهران بر عهده داشت و به پاس خدماتش خیابانی در تهران بنامش نامگذاری شد.
گاهی یک خدمت ما میتواند سرنوشت فرد وحتی اجتماعی را تغییر دهد خوبی خوبیست با هر مذهب ویا هر ملییتی !!!
اینم دلیل نامگذاری خیابان جردن

مجید کرامتی مقدم ; ۱٠:٢۳ ‎ب.ظ ; پنجشنبه ٥ شهریور ۱۳٩٤