آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشی

آیا می دانید که اگر شما در حال حمل قرآن باشید ،

شیطان دچار درد شدید در سر میشود

و باز کردن قرآن ، شیطان را تجزیه می کند

و خواندن قرآن ، به حالت غش فرو میرود
..
و خواندن قرآن باعث در اغما رفتنش میشود؟؟؟؟ ..
و آیا شما می دانید هنگامی که می خواهید این پیام را به دیگران
ارسال کنید ، شیطان سعی خواهد کرد تا شما را منصرف کند

فریب شیطان را نخور

مجید کرامتی مقدم ; ۱:٥٩ ‎ق.ظ ; جمعه ۳۱ شهریور ۱۳٩۱

سرقت ، توارد یا تاثیر ادبی؟

جام جم آنلاین: داستان شعر دزدی و به اصطلاح سرقت ادبی حکایت تازه‌ای نیست و اگر چرخی در تاریخ ادبیات ایران از صدر تا به اکنون بزنیم با روایت‌های متعددی روبه‌رو می‌شویم که در آن دو شاعر یا دو ادیب بر سر شعر و نوشته‌ای بر هم تاخته‌اند و هریک دیگری را متهم کرده است به سرقت !
 

این نوع اختلاف‌ها حتی دستمایه حکایت‌های طنز هم شده است به عنوان مثال داستان انوری و دزد شعرهایش را به نقل از بهارستان جامی همه خوانده و شنیده‌ایم که می‌گوید شعردزد شنیده بودیم، اما شاعر دزد ندیده بودیم!

شکل دیگری از این سرقت ادبی را برخی محترمانه‌تر بیان می‌کنند و به آن عنوان تاثیرگذاری و تاثیرپذیری می‌دهند و باز هم برای مثال می‌توان به قله ادبیات فارسی یعنی حافظ اشاره کرد که اهل‌فن ضمن اعتراف به بزرگی و کمال شعر حافظ او را مقروض‌ترین شاعر تاریخ ادبیات می‌دانند؛ کافی است به مثال‌های زیر دقت کنیم:

خاقانی: کاین شبستان زحمت ما بر نتابد بیش از این

حافظ: خاک کویت زحمت ما برنتابد بیش از این

سنایی: مرد یزدان‌‌گر نباشی جفت اهریمن مباش

حافظ: مرد یزدان‌ شو و فارغ‌ گذر از اهرمنان

نظامی: هم قصه نانموده دانی هم نامه نانوشته خوانی

حافظ: که هم نادیده می‌بینی و هم ننوشته می‌خوانی

کارشناسان و اساتید ادبیات نمونه‌های بالا را به هیچ عنوان سرقت ادبی نمی‌دانند و از آن به عنوان تاثیرپذیری حافظ از دیگران و پیشینیانش یاد می‌کنند که گاه حتی بیت حافظ از نمونه اصلی بسیار درخشان‌تر و زیباتر هم هست؛ اما اگر بخواهیم در روزگار خودمان نمونه پر رنگی از این تاثیرگذاری و تاثیرپذیری ذکر کنیم می‌توان از فروغ فرخزاد یاد کرد که گفت:

دستانم را در باغچه می‌کارم

سبز خواهم شد

می‌دانم می‌دانم...

و بسیاری شاعران پس از فروغ فرخزاد آمدند و هریک عضوی از بدنشان را در باغچه یا جایی دیگر کاشتند و گفتند مثلا سبز یا آبی یا سرخ خواهم شد!

موارد بالا نمونه‌هایی از آثاری بودند که شاعران آن در دو بازه زمانی نزدیک به هم حضور نداشته‌اند و فاصله چند دهه‌ای یا چند قرنی با هم داشته‌اند، اما گاهی 2 شاعر در یک بازه زمانی کاملا نزدیک و گاه حتی مشترک شعرها و سطرهایی کاملا نزدیک به هم و مشابه می‌سرایند که در این مورد جدای از مساله سرقت ادبی برخی مساله دیگری به نام توارد را هم به میان می‌آورند.

توارد را در لغت به معنای «رسیدن دو نفر با یکدیگر در یک جای و از یک سرچشمه آب گرفتن» آورده‌اند، ولی در بلاغت ادب فارسی، از مباحث دانش بدیع به شمار می‌رود که 2 شاعر بدون آگاهی از حال و سخن یکدیگر و بدون آن که شعر یکدیگر را دیده، خوانده یا شنیده باشند، مضمون واحدی را می‌سرایند.

موضوع توارد اما نسبتی کاملا مستقیم با مبحث سرقت ادبی دارد و حتا بسیاری معتقدند کسانی که دست به سرقت ادبی می‌زنند، از پوشش توارد استفاده می‌کنند و آن را راه و پوششی برای گریز قرار می‌دهند.

در همین رابطه شخصی همچون شفیعی‌کدکنی وسیع‌ترین حوزه سرقت‌های شعری را حوزه تصویرها و صور خیال می‌داند که بویژه از قرن 5 به بعد، به امری رایج در شعر فارسی مبدل گردیده است البته در مقابل این دیدگاه دکتر زرین‌کوب معتقد است: حکم به سرقت در پاره‌ای موارد بسیار عجولانه به نظر می‌آید و چه بسا که باید در اظهار حکم، تأمل کرد و پاره‌ای از شباهت‌ها و قرابت‌ها را در اشعار شاعران به توارد منسوب داشت.

البته این ماجرا تنها محدود به ادبیات ایران و شعر فارسی هم نیست و مجتبی مینوی در کتاب پانزده گفتار خود آورده است که قصه «تاجر ونیزی» اثر شکسپیر هم توسط شخصی به نام مارلو، 8 سال قبل از او با نام یهودی مالتا نوشته شده بود.

این ماجرا حتی در متون تاریخی هم صادق است و گاه روایاتی موجودند که بسیار با هم شبیه هستند و نمی‌توان آن را نفی کرد در این مورد هم می‌شود مثالی زد: جنگ تروآ که در این داستان پاریس فرمانروای تروآ به اسپارت سفر می‌کند و هلن شهبانوی زیبا را می‌گریزاند و به تروآ می‌آورد. اسپارت‌ها برای آزادی هلن و گوشمالی پاریس به تروآ هجوم می‌برند، ولی تا مدت زمان زیادی نمی‌توانند از دیوارهای شهر عبور کنند و دست به ساخت آن اسب معروف می‌زنند... .

این داستان به گونه دیگری در کتاب «اخبارالطوال» نیز آمده است، داستان گشودن شهر سمرقند به دست قتیبه بن‌مسلم که این موضوع را خیلی مفصل در کتاب «دو قرن سکوت» دکتر زرین‌کوب مورد اشاره و شرح قرار داده است.

اما این مقدمه نه‌چندان کوتاه را از آن جهت نوشتم که بتازگی و درست در ایام برپایی نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران 2 کتاب از دو بانوی جوان شاعر منتشر شد که البته هر دو هم از چهره‌های نام‌آشنای شعر جوان کشورمان هستند.

2 کتابی که سطرها، تصویرها و صور خیال بسیار مشترکی دارند و جالب هم اینجاست که تقریبا هریک به صورت مستقیم و غیرمستقیم دیگری را متهم به سرقت کلمات و شعرهای یکدیگر کرده‌اند و البته در این میان مخاطبان و دوستان هم در محافل ادبی کم بحث و جدل نداشته‌اند.

در این مجال و در صفحه امروز شعر جوان قصد داریم ضمن معرفی این دو کتاب و همچنین معرفی اجمالی هر دو شاعر نمونه‌هایی از شعرها را هم برای خوانندگان و مخاطبان شعر به نمایش در بیاوریم تا بدون هیچ پیش ذهنیت قبلی و با توجه به مقدمه مبسوطی که ذکر شد مخاطب خود درباره این دو شاعر و شعرهای آنها قضاوت کند، چرا که از نظر زمان انتشار و چاپ شعرهای این دو شاعر به سختی می‌توان استدلال قوی منطقی برای اثبات این که کدام شاعر از دیگری سرقت کرده یا تاثیر گرفته طرح کرد و شاید تنها جوهره و نوع برخورد با کلمات و مضمون‌هاست که برای مخاطب ادبیات در این زمینه راهگشا و تعیین‌کننده باشد.

یادآوری این نکته هم ضرروی است که هر دو کتاب توسط 2 ناشر جدی، تخصصی و حرفه‌ای شعر منتشر شده‌اند.

یادش بخیرهای لعنتی

این کتاب سروده راضیه بهرامی است که توسط انتشارات آهنگ دیگر با مدیریت و نظارت حافظ موسوی و شمس لنگرودی منتشر شده است؛ پیش از این از بهرامی کتاب «نقل‌های کوچک رنگی» منتشر شده بود که او با همین کتاب برگزیده کتاب سال شعر جوان شد.

بهرامی متولد 1356 و از اعضای دوره‌های ابتدایی دفتر شعر جوان است او همچنین در رشته سینما تحصیل کرده و فارغ‌التحصیل کارشناسی سینماست.

در کارنامه ادبی راضیه بهرامی برگزیده شدن در کنگره شعر و قصه جوان بندرعباس و همچنین جشنواره شعر فجر هم به چشم می‌خورد.

یادش بخیرهای لعنتی کتابی کم حجم است که در 75 صفحه منتشر شده است و در برگیرنده 37 شعر به نسبت کوتاه و سپید است.

صدایم را از پرنده‌های مرده پس بگیر

این کتاب سروده لیلا کردبچه است که توسط انتشارات دفتر شعر جوان با مدیریت و نظارت محمدرضا عبدالملکیان منتشر شده است؛ این کتاب نخستین مجموعه شعر مستقل لیلا کردبچه است و او پیش از این جز حضور در جشنواره‌ها و کنگره‌ها و البته فضای مجازی در قالب وبلاگ، حضور مکتوب جدی نداشته است.

کردبچه اکنون دانشجوی مقطع دکتری رشته زبان و ادبیات فارسی با گرایش ادبیات معاصر است و متولد 1359 می‌باشد.

در کارنامه ادبی او برگزیده شدن در جشنواره شعر جوان کشور ـ شب‌های شهریور ـ جشنواره ایران ما، کنگره بین‌المللی خط سوم و... دیده می‌شود.

صدایم را از پرنده‌های مرده پس بگیر حدود 120 صفحه دارد که 50 شعر سپید کردبچه را در بر می‌گیرد.

هر دو کتابی که در بالا اشاره شد جدای از داشتن سطرها و مضمون‌های مشترک از نظر زبانی و لحن و نگاه زنانه هم بسیار به هم نزدیک هستند و حتی دغدغه‌ها و عاطفه مادرانه هر دو شاعر به دلیل داشتن یک کودک تقریبا همسن و سال بسیار شبیه یکدیگر است که در شعرها این عاطفه و حضور مادرانه و زنانه بسیار پر رنگ است.

در ستون‌های کناری صفحه امروز می‌توانید چند شعر با فضا و سطرهای مشابه از این دو شاعر بخوانید و البته قضاوت کنید. سطرهای مشابه پررنگ‌تر هستند.

سینا علی‌محمدی 
گروه فرهنگ و هنر

مجید کرامتی مقدم ; ٦:۳٩ ‎ب.ظ ; جمعه ۱٧ شهریور ۱۳٩۱

فقط نخوانید!! عمل کنید!!

 
 پروفسور منوچهر جعفریان، متخصص و پژوهشگر برجسته علوم تغذیه بعد از 45 سال دوری، به وطن بازگشته و حاصل یافته‌های علمی و آزمایشگاهی این محقق که نتیجه 25 سال تلاش مستمر اوست با خود آورده.  
 یافته‌هایی که در ظاهر آنقدر ساده‌‌اند که عمل کردن به آنها شوخی به نظر می‌رسد.
 او می‌گوید تغذیه صحیح عامل اصلی سلامت و عادت غذایی غلط که در میان ایرانیان تبدیل به یک فرهنگ شده علت اصلی بیماری‌هاست.
دنیا رژیم‌های لاغری را مردود می‌داند. غذاها ربطی به چاقی یا لاغری ندارد. تئوری«کم بخور لاغر شوی» هنوز در ایران رایج است اما این تئوری در دنیا رد شده. سوءتغذیه انسان را چاق می‌کند. در اثر سوءتغذیه‌ای که ما در ایران داریم، هورمون‌هایی در بدن ترشح می‌شود و این هورمون‌ها باعث چاقی یا لاغری می‌شوند.
 امروزه آن رژیم‌های غذایی که دیگر در اروپا و در دنیا هم رد شده سبب کوتاهی عمر، ریزش مو و سلب سلامتی می‌شود؛ زیرا بدن افراد در اثر این رژیم‌ها چربی‌های باوفا را از دست می‌دهند و این چربی‌ها دو ماه بعد با عنوان «یو‌یو افکت» برمی‌گردند.
»برای سلامتی‌تان بخندید؛ ببخشید؛ فراموش کنید دکتر جعفریان می‌گوید: «خندیدن، بخشیدن، فراموش کردن سه عامل مهم برای سلامت روح و روان است.
 باید بیشتر از میوه‌جات و سبزیجات استفاده کنیم و از گوشت فاصله بگیریم. گوشت در تغذیه جهانی روز به روز بیشتر محکوم می‌شود. تمام دنیا به گیاه‌خواری برگشته است.
در کشورهای ژاپن، سوییس و آمریکا رویکرد غذایی به سمت گیاه‌خواری پیش می‌رود.
  ما دو نوع تغذیه داریم: تغذیه جسم، تغذیه روح. تغذیه جسم نیاز به همان پنج ماده غذایی شامل پروتئین‌ها، کربوهیدرات‌ها، چربی‌ها، ویتامین‌ها و املاح است. تغذیه روح هم وابسته به پنج فاکتور است که شامل هدف‌دار بودن، اعتماد داشتن به دیگر انسان‌ها، اعتقاد، عشق و اراده است.
جالب است بدانید طبق یافته‌های معتبر پروفسور، فقدان هریک از این پنج عامل روحی جذب غذا را در جسم دچار مخاطره کرده و موجب سوءتغذیه و بیماری می‌شود.
 دکتر جعفریان به‌سبک غلط طبخ در ایران اشاره کرده و می‌گوید:
  «این طبخ غلط باعث شده سبوس و پوسته ارزشمند گندم یا برنج در ایران دور ریخته شود. با دور ریختن پوسته گندم و برنج با دست خود این پل را خراب می‌کنیم. اگر آب برنج آبکشی‌شده را به آزمایشگاه بفرستید، می‌بینید که سرشار از ویتامین ب1 است.
  تمام املاح و نیاز بدن در پوست گندم است که این پوست جداسازی شده و در اختیار مرغ‌های خوشبخت قرار داده می‌شود. آرد سفید زندگی را کوتاه می‌کند. ما در فرآیند آزمایشی در آزمایشگاه دو دسته موش را انتخاب کردیم. به یک دسته آرد سفید دادیم.
همه موش‌ها بعد از دو هفته مردند. اما به موش‌های دسته دوم در سالن دیگر گندم با سبوس داده شد بعد از دو هفته مشاهده کردیم همه می‌جهیدند. اینجا ثابت می‌شود که آرد سفید کشنده است.
در کشور سوییس سبوس‌ گندم یا برنج در بسته‌های کوچک به قیمت یک فرانک فروخته می‌شود. در ایران مشاهده کردم که سبوس‌ها در کیسه‌های بزرگ مقابل نانوایی قرار دارد. با خود گفتم چه نانوای ثروتمندی... از او پرسیدم چند گرمی از این سبوس‌ها به من می‌دهید گفت: همه را بردارید. 
گفتم چه خوب من دیگر نمی‌روم سوییس. نانوا گفت: این کیسه را اینجا گذاشتیم که در زمستان از آن استفاده کنیم. زمستان خانم‌ها به خاطر لغزندگی زمین می‌خورند. ما این سبوس‌ها را کف زمین می‌پاشیم تا مردم زمین نخورند...
»سبوس بدن‌مان را چربی‌زدایی می‌کند او تاکید می‌کند: «اگر مردم بدانند سبوس در زندگی روزمره چه خاصیتی دارد هرگز این برخورد را با این ماده حیاتی نخواهند داشت.
 سبوس چربی‌های اضافی را همراه صفرا می‌گیرد. و از سیستم گوارش جدا می‌کند. صفرا را به جای اول خود بازمی‌گرداند و چربی را دفع می‌کند. سبوس بخورید و بعد از سه هفته به آزمایشگاه بروید. خواهید دید که کلسترول شما چقدر پایین آمده است.سبوس را از نانوایی‌ها تهیه کنید و هر صبح در یک لیوان شیر حل کرده مصرف کنید. بهترین سبوس در پوست سیب است که سرشار از پکتین است و اجازه نمی‌دهد علاوه بر چربی املاح خطرناک مثل سرب و جیوه در بدن باقی بماند.
 »«سه» عاملی که عمر را کوتاه می‌کند: به گفته پروفسور اثبات شده که چاقی، بی‌خوابی، و ناامیدی سه عاملی هستند که عمر را کوتاه می‌کنند.
 او در پایان تاکید می‌کند: «اگر می‌خواهید 120 سال عمر کنید و سالم بمانید، شب‌ها غذای پختنی نخورید.
  پنج عضو بدن هرگز نمی‌خوابند: مغز، قلب، ریه، کبد، کلیه‌ها.

    یازده ماه از سال را شب‌ها روزه بگیرید و تاثیر آن را در سلامتی ببینید.سعی کنید ساعت شش عصر به بعد چیزی نخورید. عصرانه بخورید. وعده غذایی سنگین برای شام باعث می‌شود قلب با فشار بیشتری خون را پمپاژ کند و اعضایی که در طول شب باید استراحت کنند مجبور به کار باشند.

مجید کرامتی مقدم ; ۱٢:٢۳ ‎ق.ظ ; شنبه ٤ شهریور ۱۳٩۱